السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
303
تفسير الميزان ( فارسي )
اسلام را رد كردند - چون بدون معاد ، تشريع دين معنا ندارد - اندرز مىدهد ، و موعظه مىكند ، و اين آيات در عين حال تسليتى براى رسول خدا ( ص ) و تهديدى براى كفار نيز هست ، مؤيد اين معنا اين است كه در اين آيات رسول خدا ( ص ) را مورد خطاب قرار مىدهد ، و مىفرمايد : * ( « هَلْ أَتاكَ » ) * . و در اين داستان علاوه بر همه نكات گذشته استدلال بر وقوع قيامت و جزاء نيز هست ، چون هلاكت فرعون و لشكريانش با آن وضع هراسناك دليل روشنى است بر حقانيت رسالت موسى از جانب خداى تعالى بسوى مردم ، و اين رسالت از جانب خدا تمام نمىشود مگر با ربوبيت خداى تعالى نسبت به مردم ، و اين بر خلاف پندار غلطى است كه مشركين دارند ، و معتقدند خداى تعالى تنها خالق است و ربوبيتى براى مردم ندارد ، و ارباب مردم كسانى ديگرند و خدا رب آن ارباب است . پس اينكه فرمود : * ( « هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى » ) * هر چند استفهام است ، اما منظور از آن ترغيب شنونده است به اينكه اين داستان را خوب گوش بدهد ، ( مثل اينكه خود ما وقتى مىخواهيم خبر مهمى به طرف مقابل خود بدهيم و او خوب گوش بدهد ، در آغاز مىگوييم : هيچ خبر دارى ؟ ) و اين خطاب به رسول خدا ( ص ) تسليت خاطر آن جناب و انذار منكرين است ، چون در آن ، سخن از عذاب هم رفته ، و نيز اتمام حجت است ، به آن بيانى كه گذشت . و اين نوع از استفهام منافاتى با اطلاع قبلى شنونده از داستان ندارد ، براى اينكه منظور اين نيست كه به راستى و حقيقتا داستان را به اطلاع شنونده برساند ، بلكه منظور اين است كه او را متوجه آن بسازد و به يادش بيندازد ، پس ممكن است اولا آيات اين سوره اولين نوبتى باشد كه قرآن كريم داستان موسى را شرح داده و شنونده هيچ اطلاعى قبلى از آن نداشته باشد ، و در ثانى ممكن است اگر هم اطلاع داشته ، و مثلا سوره مزمل را و داستان موسى را در آن سوره كه قبل از نازعات نازل شده شنيده باشد ولى بطور اجمال شنيده ، چون در مزمل تنها اجمالى از آن آمده ، هم چنان كه در سوره اعراف و طه و غير آن دو به تفصيل آمده . * ( « إِذْ ناداه رَبُّه بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً » ) * كلمه « اذ » ظرف است براى قصه و اين نداء مربوط به اولين بارى است كه خداى تعالى به موسى وحى نموده ، و مسئوليت رسالت را به عهده اش انداخته ، و كلمه « طوى » اسمى است براى وادى مقدس .